سایر سنجها شامل کِرَش (Crash) و راید (Ride)، وظیفهی ایجاد اکسنتها و فضاسازی را دارند. کِرَشها برای تاکید بر ضربات مهم و شروع میزانها استفاده میشوند و دارای انرژی زیادی در فرکانسهای بالا هستند. راید سیمبال، معمولاً به عنوان جایگزینی برای هایهَت در بخشهای کُرِس (Chorus) یا قسمتهای پرانرژیتر آهنگ استفاده میشود و صدایی زنگدار و ممتد دارد.
در ضبط درامز، صدای سیمبالها معمولاً توسط میکروفونهای اُوِرهِد (Overhead) یا روم (Room) گرفته میشود. چالش اصلی برای مهندسین میکس، ایجاد تعادل بین صدای بدنهی درامز (کیک، اسنر، تام) و صدای سیمبالها در این میکروفونهاست. اگر سیمبالها بیش از حد بلند باشند، کل میکس را “شستوشو” داده و وضوح سایر سازها را از بین میبرند. استفاده از هایپس فیلتر (High-pass Filter) روی میکروفونهای اُوِرهِد (با احتیاط) میتواند به جدا کردن فرکانسهای پایینِ غیرضروری و تمرکز بر درخشش سیمبالها کمک کند.
نتیجهگیری: اهمیت شناخت سورس صدا قبل از میکس
شناخت دقیق ادوات درامز، از جنس پوست گرفته تا ابعاد بدنه و نوع آلیاژ سنجها، به شما قدرت پیشبینی میدهد. وقتی میدانید یک اِنوِلاپ (Envelope) طبیعیِ کیک چگونه باید باشد، راحتتر میتوانید با ابزارهای دیجیتال آن را شکل دهید. به عنوان یک پرودیوسر، هدف نهایی شما این است که تمام این اجزا را به گونهای در کنار هم قرار دهید که مانند یک ساز واحد صدا دهند، نه مجموعهای از صداهای جداگانه. تقویت گوش برای تشخیص فرکانسهای کلیدی هر کدام از این اجزا، گامی بزرگ در مسیر حرفهای شدن در دنیای موسیقی است.